محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
79
عرفان الحق ( فارسى )
اجراى امر برحسب قانون طبيعت از شخص واحد در زمان واحد محال است . هركس در دورهء مرسلى اعلان نبوت او را شنيد تكليف اوست كه از پى برآيد و از وى طلب احكام نمايد و اگر هم كسى نشنيده از اين نشئه رود مثابست و از امت مرحومه حساب . و اين نهايت لطف ربانى است بر نفوس انسانى . و مقصود ما در اين مقام اثبات نبوت نبود زيرا كه نبوت او محتاج بثبوت نيست ، مقصود اين بود كه اين كتاب بنام آن برگزيده انام و خلفاى كرامش زينت يابد ، و به ميمنت آن خلاصه ممكنات و بهترين موجودات فيوضات و بركات غير متناهى از مخزن مواهب الهى متوجه ظاهر و باطن اهل معرفت و ارباب طريقت شود ، و اين فقير صفوت تخمير از فضل كثير سلطان بشير از آن قوم محسوب گردد و خداوند غفار در زير لواى احمد مختار عاقبت ما را محمود كناد . در بيان نبوت و ولايت و فرق ما بين نبى و ولى اين مطلب را باقسام مختلفه گفتهاند و شنيدهاى ، و بتفاوت عبارات در كتب قوم ديدهاى . اكنون بيانى مناسب حال و در خور فهم عموم بايد كه مخصوص و ممتاز نمايد . بدانكه از لوازم نشئه صورت و كون طبيعت ، از حيث ضديت ، آفاقا و انفسا مفاسد و معايب است . و وجود شايستهاى كه آفاق عالم را از مفاسد ، و نفوس آدم را از معايب پاك تواند ساخت و باصلاح حال خلايق در دفع مفاسد و معايب نالايق ، و رفع مكاره و موانع ناموافق تواند پرداخت واجب ، اوامر و نواهى الهى هم ، به نظر عارف عميق الفكر